تبلیغات
titi2010.mihanblog - سخاوت بیدفا بیدفا

بازدید : مرتبه
تاریخ : پنجشنبه 24 تیر 1389

پسر بچه ای وارد بستنی فروشی شد و پشت میزی نشست . پیشخدمت یك

« ؟ یك بستنی میوه ای چند است » : لیوان آب برایش آورد . پسر بچه پرسید
پسر بچه دستش را در جیبش برد و .« ۵۰ سنت » : پیشخدمت پاسخ داد
«؟ یك بستنی ساده چند است » : شروع به شمردن كرد. بعد پرسید
در همین حال ، تعدادی از مشتریان در انتظار میز خالی بودند و پیشخدمت
« ۳۵ سنت » : با عصبانیت پاسخ داد
« لطفأ یك بستنی ساده » : پسر دوباره سكه هایش را شمرد و گفت
پیشخدمت بستنی را آورد و به دنبال كار خود رفت . پسرك نیز پس از
خوردن بستنی پول را به صندوق پرداخت و رفت.
وقتی پیشخدمت بازگشت از آنچه دید شوكه شد . آنجا در كنار ظرف خالی
بستنی، ۲ سكه ۵ سنتی و ۵ سكه ۱ سنتی گذاشته شده بود . برای انعام
پیشخدمت!!!



طبقه بندی: داستان، 
ارسال توسط taimaz
آرشیو مطالب
پیوند های روزانه
امکانات جانبی
blogskin