تبلیغات
titi2010.mihanblog - قدرت كلمات بیدفا بیدفا

بازدید : مرتبه
تاریخ : پنجشنبه 24 تیر 1389
چند قورباغه از جنگلی عبور می كردند كه ناگهان دو تا از آ نها به داخل گودال عمیقی افتادند . بقیه قورباغه ها در كنار گودال جمع شدند و وقتی دیدند گودال چقدر عمیق است به دو قورباغه دیگر گفتند كه دیگر چاره ای
نیست و شما خواهید مرد.
دو قورباغه این حرف ها را نادیده گرفتند و با تمام توانشان كوشیدند كه از گودال بیرون بپرند . اما قورباغه های دیگر دائمأ به آنها می گفتند كه دست از تلاش بردارید، چون نمی توانید از گودال خارج شوید، به زودی خواهید
مرد.
بالاخره یكی از دو قورباغه ، تسلیم گفت ه های دیگر قورباغه ها شد و دست از تلاش برداشت. او بی درنگ به داخل گودال پرتاب شد و مرد.
اما قورباغه دیگر با حد اكثر توانش برای بیرون آمدن از گودال تلاش می كرد. بقیه قورباغه ها فریاد می زدند كه دست از تلاش بردار ، اما او با توان بیشتری تلاش كرد و سرانجام از گودال خارج شد.
وقتی از گودال بیرون آمد، بقیه قورباغه ها از او پرسیدند : مگر تو حرف های ما را نشنیدی؟
معلوم شد ك ه قورباغه ناشنواست . در واقع او تمام مدت فكر می كرده كه دیگران او را تشویق می كنند !!!



طبقه بندی: داستان، 
ارسال توسط taimaz
آرشیو مطالب
پیوند های روزانه
امکانات جانبی
blogskin